تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

دل شکسته

    اگــــر از لیـــوان شکستہ
                                  تونستے آب بـــنــوشــے
    میتونے از دل شکستہ هم 
                     انتظار دوست داشتن کسے را داشتہ باشے




    این مطلب تا کنون 29 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : دوست داشتن ,داشتہ باشے , انتظار دوست ,شکستہ هم   ,بـــنــوشــے میتونے ,
    دل شکسته

دانلود رمان ارباب زاده مغرور من | اندروید ، PDF ، آیفون و جاوا

داستان کوتاه فوق العاده غمگین جدایی

    دختر:عشقم؟

    ینی میشه منو و توام ی دختر بیاریم مثه بقیه خونواده ها بشیم سه تایی

    پسر:آره خانومم چرا نشهمیخوای همین الان سه تا شیم؟❣

    دختر:ئه عنو ببینامن دارم جدی حف میزنم این میرینه ب احساسم

    پسر:خانومم قهرنکن خو ببشید

    دختر:قر نیسم باوبیا حف بزنیــم از آینده

    پسر:چش خانومم بیا سرتو بزار رو سینم برام حرف بزن

    دختر:میگما

    پسر:قیافشو نگا تولهجونم عشقم بگو

    دختر:میشه مام سه تایی شیم

    پسر:از سرشب هی پرسیدیامنم گفتم چرا نشه خانومم❣

    دختر:باجه پ بیا بخوابیم

    پسر:میخواسیم حرف بزنیما

    دختر:خو حرفم تموم شده

    پسر:چیزی شده؟

    دختر:ن آقاییم خو حفم تموم شده تو حف بزن

    پسر:باشهیادته میگفتم ی روز میرسه اسمت میاد تو شناسنامم؟

    میگفتیم هرطوری شده باید ب هم برسیم دیدی آخرشم خانوم خودم شدی؟

    دختر:مگه میشه یادم نیاد بهترین روزای عمرموتک تک ثانیه هاش یادمه قبلا گفته بودم ک انیشتنم

    پسر:ارهانیشتن خودمیببین ی روز میرسه من و تو و نی نیمون سه تایی میشیم ی خونواده خوشبخت خیلی خیلی خوشبخت تر از الان

    دختر:وایدخترم ندارمش ولی همینکه ازش میگی قلبم بالا پایین میشه

    پسر:دخترم ن دخترموندختجی باجی اونجویی نگا نکن خو عنبخوابیم فردا باید بری سرکار

    پسر:باشه خوب بخوابی عشقم

    دختر:توام خوب بخوابی


    ی سال بعد...      


    از سرکار میاد خونه میبینه خانومش با شکمه برجستش افتاده رو زمین بیهوش شده لباشم خشکه تندی دس میندازه زیر پاش بلندش میکنه میزارتش تو ماشین با آخرین سرعت تو راه بیمارستان هی از آیینه پشت و نگا میکنه زیر لبش میگه یا مولا جفتشونو سالم از خودت میخواماز بین تموم ماشینا با سرعت میرونه میرسه بیمارستانمیان عشقشو میبرن اتاق عمل اونم هی پشت در رژه میره نذر میکنه بغضش میترکه ی قطره اشک میاد یاد حرف عشقش میوفته گفته بود نمیخوام هیچ وقت گریه کنی دو قطره سه قطره پشته هم اشکاش بیشتر میشه در اتاق عمل باز میشه پرستار و با دخترش میبینه زیر لبش میگه خدایا شکرت

    پرستار:آقا دخترتونو ببینین میخوام ببرمش

    پسر:ای جونمخانوم پرستار خانومم کی ب هوش میاد ببینمش

    پرستار:دکترا دارن تلاششونو میکننشمام دعا کنید فقط

    پسر:ینی چی؟

    پرستار:احتمالا خانومتون از ظهر دردش شرو شده بود دیر رسوندینش بیمارستان

    پاهای پسر سست میشه میشینه رو زمین دیگه هیچی حالیش نیس یهو ی دکتر اومده بیرون گفته دستگاه شک بیارین پسر فقط نگاشون میکنه دیگه چیزی نمیشنوه عشقش زندگیش خانوم خونش مامان دخترش دیگه نیس پیشش بعد چن دقیقه دکتر میاد بیرون زانو میزنه پیشش میگه متاسفم پسرمغم آخرت باشه پسر فقط نگاش میکنه

    اصن باورش نمیشه امروز عشقشو گذاشته زیر خاک باورش نمیشه واسه آخرین بار صورت عشقشو دیده باورش نمیشه خانومش نتونسه حتی یه بار دخترشو بغلش بگیره دلش میسوزه واسه بختشون واسه روزایی ک منتظر بودن دخترشون ب دنیا بیاد و شبشو تو بیمارستان سه تایی باهم باشن یاد اون روز میوفته ک وقتی فهمیدن دارن سه تا میشن کلی شاخه رز خریدن تو خیابونا ب آدما میدادن و میگفتن داریم مامان بابا میشیم میره تو اتاقشون لباساشو بو میکشه گریه میکنه داد میزنه مشت میزنه یهو صدایه گریه بچشو میشنوه بچه ای ک تولدش و روز مرگ مادرش تو ی روزه میره بغلش میکنه سرشو میبوسه میگه اسم مادرت مبارکت دختر


    جدایی

    این مطلب تا کنون 29 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : دختر ,میشه ,میکنه ,پرستار ,میاد ,میگه ,باورش نمیشه ,
    داستان کوتاه فوق العاده غمگین جدایی

عکس و متن های غمگین

    هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد 

    اما،

    آدمی است دیگر،

    همیشه 

    منتظر می ماند ...!





    برای قدم زدن با تو

    هرزگاهی از خودم،

    بیرون می زنم،

    روحم هنوز،

    به خانه برنگشته است!





    نفسم بند نفس های کسی هست که نیست ...






    گهگاهی که دلم می گیرد

    پیش خودم می گویم

    آن که جانم را سوخت

    یاد می آرد از این بنده هنوز ؟





    پاییز

    یک نوار کاست قدیمی است 

    که یک طرفش 

    با صدای باران پرشده

    یک طرفش با صدای تو ....





    منبع این پست وبلاگ فازخونه میباشد







    این مطلب تا کنون 62 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    عکس و متن های غمگین

دانلود رمان ملکه مافیا

    رمان من درباره ی یک ملکه است که اصلاً لقب ملکه برازندش نیست . یه دختر عادی که می تونست مثل همه هم سن و سالاش، به راحتی زندگی کنه ؛ امّا انتقام یک مرد همه چیز زندگی اون رو عوض کرد. انتقامی که اگه نبود بانو، دلسا نمی شد و….مقدمه:ما هردو اشتباه کردیم…

    ادامه مطلب

    این مطلب تا کنون 18 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ملکه ,
    دانلود رمان ملکه مافیا

داستان کوتاه غمگین عشقم داداشم شد.!

    عشقـــــم

    -هوم

    میشـہ نری بمونی پیشم؟؟

    -ن ببخشید بخدا واسه خودت میگم

    پس فقط جای یہ داداش باهام باش..باشہ؟؟

    -هه باشه

    فقط یچیزی

    -زود بگو کار دارم اجی

    هیچ وقت بهم نگو اجی

    یہ ماه بعد..

    آجی؟؟

    جونم 

    -میخام یکیو بت معرفی کنم

    کیو!؟؟

    -با یہ دخترے دوس شدم خیلے دختر خوبیه بهش گفتم ی اجی دارم خیلی خوبه میخام باهم اشنا شید

    (مگہ من بد بودم)اهان مبارکه باش شب میام ک باهم بحرفیم اشنا شیم

    -منتظرمااا..بای

    بای

    1هفته بعدش..

    -اجے

    جونم (بهش گفته بودم نگو اجی)

    -رفت زندگیممم رفت حالم خیلے بده

    الهی بمیرم گریه نکن من طاقت گریه هاتو ندارممیخای برم باهاش حرف بزنم برگردهـ؟؟

    -برمیگرده؟؟

    اره شاید برگشت

    -مرسے اجی ی دنیا ممنون

    1سال بعد..

    -سلآام اجی خوبی؟؟

    (مگ میتونم خوب باشم)اره مرسی تو خوبی

    -فداتشم مرسی یہ خبر خوش برات دارم 

    چے؟؟

    -داداشت داره داماد میشہ

    (عشقم داره داماد میشه واییی خدا انصافت کجا رفته)با صدای لرزون میگم مبارکه

    -باید واسه عروسیم بیایا..اخر هفتس

    نہ اخر هفتہ جایی کار دارم نمیتونم

    -نہ دیگہ نشد یعنے نمیخای بیای داداشتو تو لباس دومادی ببینی

    بااشه میام ادرسو برام بده -کردم

    تو دنیا فعلا بای.

    قط کردم گوشیو خدآآ چیکار کنم عشقم داره داماد میشه من برم عشقمو کنار عشقش تو لباس دامادی ببینم کہ چے بشہ 

    شب عروسے...

    -سلام اجی خوش اومدی 

    مرسے رفتم بالا چقد عشقش خوشگل بود وای

    چطوری جلوی اشکامو بگیرم

    یہ خانومی اومد کنارم نشست اتفاقی افتاده دخترم؟؟

    نهچشمام یکم میسوزه...

    باشہ حالا پاشو واسه دخترم یکم برقص..

    تنها دخترم امشب عروس شده..

    بزور بلندم کرد ک برقصم

    (خیلے سخته بری عروسی عشقت برقصے)

    ساعت12بود همه رفتن سوار ماشینا شدن

     واسه اینکه دنبال عروس و داماد بریم..

    هییی خدا متنفرم از دنیات چی میشد اگہ من جاے اون دختر بودم

     حتے واسہ یہ دقہسوار ماشین شدم هی بوق بوق بوق وای دارم فقط اشک.میریزم

    عشق من نفسممم زندگیم واسه همیشه شده ماله یکی دیگہ

    برگشتم رفتم خونه با هیچکسم خدافظی نکردم

    فقط یہ پیام دادم بہش گفتم خدافظ واسه همیشہ

     پنجشنبها به یادم باشـ..

    دیگہ همون یہ تیغ بودو ی جیغــــــــــ اخـــــر و پایانـ منـفقط کسے سر خاکم گریہ نکنه

    حتی عشقم زندگیم گریہ داشت کہ همہ خندیدن

    عشقم یادته چقدر میخاسمت یموقع گریه نکنیا

     بخدا طاقت ریختن اشکاتو ندارم داغون میشم

     تو ک خودت بهتر میدونی چقدر میخامت..

    خدآاا تو تمومش نکردی ولے من تمومش کردم


    این مطلب تا کنون 23 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : عشقم ,واسه ,داماد ,دیگہ ,خیلے ,داره داماد ,داماد میشه ,عشقم داره ,
    داستان کوتاه غمگین عشقم داداشم شد.!

رمان صدای بارون عطر نفسهات از هاوین امیریان


    رمان صدای بارون عطر نفسهات <a href= از هاوین امیریان" width="400" height="500">

    نام رمان : رمان صدای بارون عطر نفسهات (جلد دوم رمان برای من بخون برای من بمون)

    به قلم : هاوین امیریان

    حجم رمان : ۴.۵۷ مگابایت پی دی اف , ۱.۳۵ مگابایت نسخه ی اندروید , ۲۶۳ کیلو بایت نسخه ی epub

    تعداد صفحات : ۳۱۵

    خلاصه ای از داستان رمان:

    دو تا دختر خیلی جوون ، که دنیاشون

    افکار و احساساتشون از جنس خود ماهاست
    اصلا ، اصلا شاید یکی از دو نفر ، خود ما باشیم
    این وسط

    هر کدوم از این دو گل دختر مشغول زندگی مخصوص خودشونن
    با همه ی فراز و نشیباش
    ، بگو بخندا و گریه هاش ، با غم ها و شادیاش ، و اتفاقایی کاملا ساده
    یه زندگی عادی و قابل لمس
    یکی مشغول چیدمان زیبای دکور زندگیشه و اون یکی

    تازه شروع قصه ی زندگیشه

    ادامه مطلب

    این مطلب تا کنون 22 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : رمان ,هاوین امیریان ,صدای بارون ,رمان صدای ,
    رمان صدای بارون عطر نفسهات از هاوین امیریان

آمار امروز جمعه 3 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :174678
  • بازدید امروز :42555
  • بازدید داخلی :1482
  • کاربران حاضر :84
  • رباتهای جستجوگر:102
  • همه حاضرین :186

تگ های برتر